Campus Gate – یک وبلاگ مطالعه در آلمان

[ad_1]

من همیشه وقتی به هر مدرسه و دانشگاهی می رفتم دروازه داشته ام. فقط این است که به نحوی مدارس همیشه از نظر من در طول روز بسته می شدند. من هرگز وجود آن را زیر سوال نبردم ، اما همیشه آن را به عنوان بخشی اساسی از سالهای تحصیل می بینم. توصیف دروازه مدرسه حتی یک تمرین “کلاسیک” در کلاس ویتنامی برای همه دانش آموزان دوره ابتدایی است که جملات پایانی آنها همیشه مانند این است: “سالها کلاس ها پایان می یابند و بعد از مدرسه ترک می شوند. دروازه مدرسه هنوز با استقبال دانش آموزان جدید در آنجا است. برای همه ما ، این نه تنها یک دروازه معمولی است ، بلکه بخشی از بهترین خاطره سالهای تحصیل ماست.

منظور من این بود که چنین نوشتم.

دانشگاه Passau – و شرط می بندم بسیاری از دانشگاه های دیگر اروپا نیز همین ویژگی را داشته باشند – یک دانشگاه آزاد است. هیچ دروازه ای ، یا حداقل یک “اصلی” ، برای مشخص کردن “مرز دانش” وجود ندارد. در عوض ، دانشگاه من یک فضای باز است که از بسیاری از ساختمانهای اطراف کاروانسرا تشکیل شده است ، جایی که دانشجویان می توانند به راحتی تعطیلات خود را فقط با نگاه کردن به پنجره ها یا پارک برای پیاده روی ، فقط با چند قدم گذاردن در خارج از خانه داشته باشند.

من ، مونا ، سوزی و بسیاری دیگر از دانشجویان که در چمن دانشگاه کنار کاروانسرا نگاه می کنیم

من ، مونا ، سوزی و بسیاری دیگر از دانشجویان که در چمن دانشگاه کنار کاروانسرا نگاه می کنیم

همانطور که در بسیاری از وبلاگهای قبلی من ذکر شد ، به سختی کلمه دیگری وجود دارد که بتوانم در مورد شهر یا دانشگاهم بیشتر توصیف کنم. با این حال ، وقتی دروازه ای وجود ندارد ، “شاهد” نسل دانش آموزان و سال های آنها با توجه به طرز تفکر من در دبستان چیست؟ به عبارت دیگر ، آیا وقتی به دانشگاه می روم احساس می کنم چیزی از دست رفته است؟

جواب منفی است در عوض ، تعابیر “دانش حد و مرزی ندارد” یا “دانشگاه شما را به دنیای خارج می برد” من را به وجد می آورد و باعث افتخار من می شود که در اینجا دانشجوی آلمان هستم. شهر پردیس است و دانشگاه در قلب همه با شهر و “منطقه دانشگاهی” خود ما ادغام می شود.

نمایی از یک سالن سخنرانی بزرگ دانشگاه ما

نمایی از یک سالن سخنرانی بزرگ دانشگاه ما

فضای باز نمادی از ذهن باز است که در آن محدودیتی برای دانش و تحقیق وجود ندارد.

در دانشگاه هیچ دروازه ای وجود ندارد. بنابراین ، همه خوشحال هستند که بمانند و دروازه خود را به قلب ، ذهن و آینده باز کنند.

برچسب ها: روزمره ، اوقات فراغت

[ad_2]

Source link

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در مجلات

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *