وقتی اراده شد – در آلمان بلاگ مطالعه کنید

[ad_1]

یادگیری زبان جدید از همان ابتدا کار دشواری است. در نهایت ، یادگیری یک زبان به معنای برقراری ارتباط در آن زبان ، با احساسات ، احساسات و البته دستور زبان است. من شخصی هستم که دوست دارم در کلاهبرداران جدید وارد شوم و قطعاً زبان یکی از آنها بود. با این حال ، من واقعاً یادگیری زبان جدیدی را تجربه نکرده بودم. وقتی نوجوان بودم می خواستم فرانسه و ترکی یاد بگیرم. هنوز هم این کار را می کنم ، اما به مرور زمان شما زبانی را انتخاب می کنید که لازم به نظر می رسد.

من با حداقل مهارت آلمانی به آلمان آمدم. نه به این دلیل که زبان را دوست نداشتم ، بلکه به دلیل سازگاری زبان است. به نظر می رسد دوره هایی که می خواهید برای اهداف زبان در آن ثبت نام کنید ، عجله دارند و شما را کمی گیج و گیج می کند. وقتی به آلمان آمدم ، گواهینامه من از موسسه زبان سطح B1 را نشان می داد. با این حال ، من حتی به آن سطح نزدیک نبودم.

دویچ زبان بسیار زیبایی است. اگر آن زمان از اهمیت واقعی این موضوع اطلاع داشتم ، شاید ترجیح می دادم آن را در سنین پایین یاد بگیرم. زبان ها ممکن است دشوار باشد ، اما روندی است که باید تحمل کنید.

من معمولاً این دو نقل قول را در مورد تکرار “وقتی اراده وجود دارد ، راهی وجود دارد” و “وقتی چیزی را می خواهید ، تمام جهان قسم می خورند که به شما در دستیابی به آن کمک می کند” را می خوانم. این را درک کردم که کم کم عاشق هم اتاقی شدم. آنها نازنین مطلق هستند.

در طی شش ماهی که اینجا گذراندم ، هم اتاقی هایم به من کمک کردند هم در آشپزی و هم در آلمان بهتر شوم. بعضی اوقات آنها برای یادگیری جملات با سرعت کمتری صحبت می کنند. این مانند یک فرایند یادگیری برای همه است. آنها کمی واژگان انگلیسی را از من یاد می گیرند ، در حالی که من بیشتر از خود زبان از آنها یاد می گیرم. سوزی به من کمک می کند داستان های دویچ را بخوانم و باعث می شود واژگان را حفظ کنم. او بهترین معلمی است که می توانم درخواست کنم. هر روز ، برای یک ساعت ، حتی اگر یک صفحه باشد ، با هم در آشپزخانه می نشینیم و او به من گوش می دهد که داستان های کودکان را می خوانم. به تازگی ، لیزا کتاب های مورد علاقه کودکان خود را با داستان هایی در مورد بازگشت به خانه برای من آورده است. او همه آنها را به من تحویل داد تا من بتوانم از کودکی که رشدش به او بستگی داشت ، زبانم را فرو کنم.

از آن زمان ، من از خانواده دویچ خود ، که می دانم در کنار من است ، کمک می گیرم ، حتی اگر با آنها به زبان شکسته صحبت کنم. من وقتی صحبت می کنم زبان را می شکنم ، و آنها آنها را برای من متحد می کنند. قطعه سالم. دیگر چه میخواهید؟

برچسب ها: اسکان ، ارسال وبلاگ انگلیسی ، زندگی روزمره ، اولین قدم ها در آلمان ، زبان آلمانی ، جامعه و فرهنگ ، زندگی دانشجویی

[ad_2]

Source link

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در مجلات

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *