در یک کشور خارجی پذیرفته شده است. – وبلاگ برای آموزش در آلمان


سلام ، برخی از ایده های من! درباره چه چیزی باید در وبلاگ DAAD بنویسم؟ “… شاید برای تجربه شما با مردم محلی آلمان؟”

بیایید این را بپذیریم ، ادغام در یک فرهنگ متفاوت می تواند کمی دلهره آور باشد ، اگرچه خیلی دشوار نیست. اگرچه ممکن است آلمانی ها از محبوبیت خوبی برای دوستانه برخوردار نباشند ، اما یک ایده بدنام وجود دارد که مگدبورگ یا شاید آلمان شرقی ممكن است مملو از افراد بسیار محافظه كار و غیر دوست باشد. این چهارمین سال حضور من در مگدبورگ است و در حال حاضر مشغول نوشتن پایان نامه هستم. نامزدهایی هستند که از من س askال می کنند که آیا من با نژادپرستی روبرو شده ام. خوب ، پرسش ها و تجربه من در اینجا سزاوار این پست وبلاگ است! خوب من از کجا شروع کنم؟

آنیربان سها ، مگدبورگ

هنگامی که افرادی که از دو زمینه مختلف فرهنگی برای اولین بار با یکدیگر دیدار می کنند ، یک عنصر دلهره وجود دارد. این به دلیل تفاوتهای مشهود بین این دو اتفاق می افتد و این طبیعی است. گاهی اوقات فرد مقابل یخ شما را می شکند و اگر این کار را نکردید ، سعی کنید. در اصل ، این دو انسان هستند که سعی می کنند در موضوعات مشترک برای گفتگو با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

همچنین ، در چه مقطعی از زمان متوجه می شوم که در بین افراد محلی پذیرفته شده ام؟ باور کنید این سوال احمقانه ای نیست. مهم است و باید به آن پاسخ داد! آیا وقتی در کنار خیابان قدم می زنم ، آیا افراد تصادفی همانطور که در فیلم های بالیوود نشان داده شده ، متوقف می شوند ، به من لبخند می زنند یا در سکانس های رقص دخالت می کنند؟ نه وقتی صندوق بیمه درمانی پول زیادی از حساب بانکی من برداشت ، من به یک آلمانی بومی احتیاج داشتم تا به من کمک کند ، آیا یک دانشجوی آلمانی جواب داد؟ بله ، نه یک ، بلکه سه. آیا ما به عنوان بهترین دوست در مدرسه به طور منظم صحبت می کنیم؟ نه اگر عکس های من خوب باشد ، آیا دفتر گردشگری ایالتی یا یک خانه رسانه محبوب من را در اینستاگرام معرفی می کند؟ بله و بله ، چندین بار اگر جلساتی برای اینستاگرامرها در مگدبورگ برگزار شود ، آیا باید منتظر امتیازات ویژه و ارتباطات به زبان انگلیسی باشم؟ نه پس کجا خط می کشیم؟

من برخی از تجربیات خود را برای شما می گویم!

آ. داشتم برای یک رویداد داخلی کوچک فیلمبرداری می کردم و برگزارکننده آن را پسندید. او با من تماس گرفت و سپس اعتبارات عکاسی را در فیس بوک به من داد. نام او الکس است. او بعداً مرا در رویدادهای خود ، مهمانی های اجتماعی در باغ خود و همچنین در TEDx مگدبورگ ، جایی که یکی از رهبران بود ، وارد کرد. حالا من او را به عنوان یک دوست می بینم. وقتی در کریسمس احساس تنهایی کردم و دلم برای کلکته تنگ شد ، او مرا به همراه دوستان و پدر و مادر نزدیک به خانه اش دعوت کرد. حرکات کوچک ، اما بسیار مهم است.

ب مگدبورگ در حال رقابت برای تبدیل شدن به پایتخت فرهنگی اروپا در سال 2025 بود. من یک ایده را با تیم ، مگدبورگ 2025 (در حال حاضر این مگدبورگ 2030 است) با تیم در میان گذاشتم. من یک هندی هستم که صدای بسیار ضعیفی دارم و می توانند کاملا مرا نادیده بگیرند. آنها این کار را نکردند. آنها روی ایده کار کردند و وقتی فرصتی پیش آمد ، از آن یک رویداد درست کردند و من را به عنوان مدرس در آنجا دعوت کردند. من به چه زبانی صحبت کردم؟ انگلیسی. اگر آلمانی صحبت کنم آیا دوستان بیشتری پیدا خواهم کرد؟ شاید آره.

° C. وقتی اولین سریال پادکست خود را انجام دادم ، کار کمی آماتورانه بود زیرا اولین بار من بود. آیا افراد اطراف من بیرون آمدند و از من حمایت کردند؟ شورای دانشجویی آن را به اشتراک گذاشت و آن را به دانش افراد بیشتری رساند. دفاتر مختلف دانشگاه از پادکست ها مطلع شدند و امروز پادکست ها در روزنامه محلی با تصویر من روی کاغذ نوشته شده اند.

“اما آنیربان ، شما فقط در مورد کار صحبت می کنید.” زندگی فراتر از کار است … “” درست است! پس بگذارید چیز دیگری به شما بگویم. “

من تماشای پرنده و عکاسی از پرنده را انجام می دهم. یک روز صبح ، هنگام تلاش برای دیدن یک پرنده ، متوجه نشدم که روی قبر یک مرد نشسته ام. شانه ام را لمس کردم و برگشتم. او پیرمردی بود. او با یک پسر قهوه ای که نیمه شلوار پوشیده بود و بالای یک مقبره از یک لنز بلند استفاده می کرد ، بسیار لذت می برد. او مرا پایین کشید و زیاد صحبت کرد. لحظاتی طول کشید تا متوجه شد که من آلمانی را نمی فهمم ، اما او همچنان صحبت می کرد و می خندید و دوباره صحبت می کرد. من کمی گیج بودم. او مرا به آن طرف پارک مقابل درختی پیر رساند. بعد از مدت ها فهمیدم که او می خواهد به من بگوید که یک پرنده جالب روی این درخت پیدا کرده و به وجود لانه مشکوک شده است. بعداً او كتاب كوچكی در مورد پرندگان با تمام نام های آلمانی به من داد. و این یک بار تصادف نبود ، هنگام بازی با برف ، یک خانم مسن شروع به ساخت گلوله های برفی و پرتاب آنها به سمت ما کرد! امروز تعطیل است و مقاله من درباره پادکست ها منتشر شده است. می ترسیدم که نسخه ای از روزنامه را برای خودم پیدا نکنم ، بنابراین برای تهیه نسخه به جاهایی رفتم. با پیرمردی روبرو شدم که روی من روی کاغذ می خواند. من از او پرسیدم كه كجا می توانم كاغذ را بخرم و او چیزهای زیادی را به زبان آلمانی به من گفت. تازه فهمیدم که باید به ایستگاه بروم. من از او تشکر کردم ، برگشتم و دویدم. چیزی که من نفهمیدم این بود که او باید بیشتر به من بگوید. به نوعی او فهمید که من ممکن است به کمک او احتیاج داشته باشم ، و هنگامی که من این کار را کردم ، او دوباره ظاهر شد و تقریباً به معنای واقعی کلمه با دست چپ من را به فروشگاه برد. این بار می خواستم آن را فیلم برداری کنم و در مورد آن بنویسم و ​​این کار را در شبکه های اجتماعی انجام دادم. اوقات من در مگدبورگ با چنین تجربیات خوبی پر شده است.

اما آیا این بدان معناست که من تجربیات بدی نداشته ام؟ خوب ، تنها تجربه بد. در حالی که دوستانم پس از گرفتن عکس از ستاره ها برمی گشتند (خوب ، بله ، نه فقط پرندگان ، آخرین علاقه من تماشای ستاره ها است) ، ما با مردی مستی روبرو شدیم که به دلیل خوب نبودن ریاضیات هندی ها را اذیت می کرد و سعی می کرد آنها را شغل بگیرند . او نیم متر با دوستم فاصله داشت و انگلیسی صحبت می کرد ، بدرفتاری می کرد تا حالمان بد شود. دوست من ، هامان ، بطری شراب باقیمانده خود را به آن مرد پیشنهاد داد. او شراب نوشید و گفت که هندی ها واقعاً در برنامه نویسی تبحر دارند. نفرت مرد مست ما را گیج کرد. اما این یک مرد مست بود ، چه انتظاری می توان داشت؟ چندین نفر از دوستان من با موارد مشابهی روبرو شده اند ، اما آنها فقط به جمعه شب ، افراد مست یا مسیرهای باریک و تاریک محدود شده اند. اما چیزهای زیادی برای جبران این تجربه بد وجود دارد: تمام تشویق های اعضای هیئت علمی من ، دوستان ، همکاران در محل کار ، فرصت های شغلی خارق العاده با وجود نمره نه چندان خوب ، فکر نمی کنم جای شکایت داشته باشم.

اگر زبان آلمانی بلدم آیا می توانم برای خودم بهتر باشم؟ شاید آره. به هر کجا که بروید ، یادگیری زبان آنها همیشه کمک می کند و این کاملا طبیعی است. یک متخصص فناوری اطلاعات ممکن است به زبان انگلیسی احساس خوبی داشته باشد ، اما یک متخصص حفاظت از پرندگان اینگونه نیست. یک تجربه نه چندان عالی با یک غیر آلمانی می تواند قضاوت فرد را پنهان کند ، اما کورکورانه نیست. همه این افراد در این موضوع هستند. لطفا در مورد نتیجه گیری از تجربه من دریغ نکنید.





Source link

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در مجلات

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *