اندازه مهم نیست. یا می کند؟ – وبلاگ برای آموزش در آلمان


آیا می دانید به کانگوروی نوزاد a می گویند جوی و کیف کانگورو جانور کیسه دار؟

حیوان رسمی Luneburg گراز وحشی است ، اما از نظر من این شهر مانند یک کانگورو است و Leufana یک مارپیچ است. گرم ، ایمن ، آموزشی ، اگرچه ممکن است در ابتدا مورد غفلت ، کم توجهی و قدردانی قرار گرفته باشد. شهر و دانشگاه می توانند بیش از آنچه که به نظر می رسد ارائه دهند.

بیشترین س mostالاتی که من می گیرم – و حدس می زنم سایر دانشجویان بین المللی ، وقتی با شخص جدیدی ملاقات می کنند ، همیشه این موارد را دارند:

  1. شما اهل کجا هستید؟ – گاهی اوقات دنبال می شود: کدام شهر؟
  2. چرا اینجایی؟ – جایگزین: چرا آلمان / لونبورگ را انتخاب کردید؟

در عوض ، با تکرار جوابهایی که تاکنون صدها بار تمرین کرده ام ، گاهی اوقات با شوخی اضافه برای اشتباه گرفتن چیزها ، می خواهم بگویم:

  1. من اهل ویتنام هستم. هانوی – پایتخت خاص.
  2. من در مدرسه آلمانی به عنوان زبان خارجی دوم داشتم ، بنابراین خیلی عجیب نیست که اینجا باشم. دو سوم همکلاسی های دبیرستان من نیز در اینجا برای تحصیل هستند. و چرا لونبورگ؟ راستش را بخواهید ، من “تحقیقات رسانه ای” را گوگل کردم ، برنامه درسی خود را پیدا کردم ، فکر کردم واقعا عالی است ، من به روز اطلاعات لیسانس در لوفانا رفتم ، آن را حتی سردتر یافتم ، درخواست کردم و سپس ، اینجا هستم.

بنابراین ، خلاصه ، برای تحصیل به لونبورگ آمدم. و من برای مردم می مانم.

در یک کلانشهر 8،000،000 نفر متولد و بزرگ شده ، از لوپانا شروع و زندگی در یک شهر 80،000 ساله مدتی طول کشید تا به آن عادت کنم.

محله قدیمی شهر و خانه های خشتی آن از قرون وسطی در یک کپسول زمانی از شما استقبال می کنند و شما را گمراه می کنند که ممکن است فکر کنید به طریقی جادویی قرن هاست که همان جا مانده است. خوب ، در نگاه اول این ممکن است اینگونه باشد ، اما در سطح عمیق تر ، قطعاً چنین نیست. در واقع ، این شهر به شدت از دانشگاه و ایده های رویایی دانشجویان و پروژه های آینده گرا حمایت می کند.

در همین حال ، لوفانا به لطف الگوی دانشگاهی غیر سنتی خود مشهور شد. در اینجا گشودگی لازم است و کنجکاوی به شدت تشویق می شود. در طول ترم اول لیسانس ، به نام ترم لوپانا ، می توان به طور کلی از طریق سخنرانی ها و سمینارهای بین رشته ای با همکاران سال اول از سایر برنامه های درسی ، در مورد تحقیق یاد گرفت. سپس ساختار معمول آموزش شامل ماژول های تحقیقات پایه ، ثانویه و اضافی است. علاوه بر این ، حتی امکان دو برابر شدن رشته وجود دارد. به شخصه ، من همیشه دوره های مربوط به دوره های جزئی و اضافی خود را به ویژه هیجان انگیز می دانم ، زیرا آنها به من اجازه می دهد دانش آموزان را از سایر تخصص ها بشناسم ، که اغلب چشم اندازها و دانش کاملا جدیدی برای من فراهم می کنند.

من به عنوان دانشجوی سال چهارم در پایان دوره لیسانس خود ، من از مبارز خود تشکر می کنم که جلسات الهام بخش متعددی را تسهیل کرده و فضای امنی را به من اجازه داده است که نمی دانستم باید شخصی شوم که نمی دانستم می توانم و باید باشم .

هنگامی که برای اولین بار وارد لونبورگ شدم ، برای خودم مهلت تعیین کردم تا سه سال یا کمتر از خانه خارج شوم ، فکر می کنم تا آن زمان خسته خواهم شد. اکنون بیش از سه سال است که در اینجا زندگی می کنم. بله ، شهر همانطور که فکر کردم ساکت است و نمی توان انکار کرد که گاهی اوقات غوغای شهر بزرگ را از دست می دهم و تصمیم می گیرم به هامبورگ بروم. با این حال ، من حوصله مرگ ندارم – در عوض احساس می کنم در خانه هستم.

حدس می زنم ، مثل جوی ، من می دانم که در بعضی مواقع مجبورم پیله راحتم را ترک کنم. مطمئناً موارد در حال رشد وجود دارد که باید خودم انجام دهم. اما این ماجراجویی به موقع آغاز خواهد شد. تاکنون ، تنها چیزی که می توانم بگویم این است که خوشحالم که تبلیغ رسانه دیجیتال را 4 سال پیش دیدم و خوشبختانه از زمانی که برای لوپانا و لونبورگ مانده ام لذت می برم.

برچسب ها: زندگی دانشجو



Source link

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در مجلات

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *